Søg i denne blog

torsdag den 23. december 2010

سیدعلی صالحی: مردم گرسنه‌اند، جایزه‌ها را بگذارید برای بعد؛ عزت مردم در اولویت است

سیدعلی صالحی؛ شاعر و نویسندهسیدعلی صالحی حاضر نشد جایزه‌ی داوران شعر نیما را قبول کند چون خودش می‌گوید؛ هیچ جایزه‌ای را ـ در وطن ـ و در این شرایط نمی‌پذیرد. و باز می‌گوید: مردم با آبرو گرسنه‌اند، با سیلی رخسار؛ سرخ می‌کنند. جایزه‌ها را بگذارید برای بعد. عزت مردم در اولویت است









آفتاب: سیدعلی صالحی حاضر نشد جایزه‌ی داوران شعر نیما را قبول کند چون خودش می‌گوید؛ هیچ جایزه‌ای را ـ در وطن ـ و در این شرایط نمی‌پذیرد. و باز می‌گوید: مردم با آبرو گرسنه‌اند، با سیلی رخسار؛ سرخ می‌کنند. جایزه‌ها را بگذارید برای بعد. عزت مردم در اولویت است.

اگر عادت کرده‌ایم به گفت‌و گویی درباره شعر و کم و کیف آن؛ این‌بار سیدعالی صالحی موضوعی تازه را برای گفتگو انتخاب می‌کند، تجربه‌های او از مرگ و لحظاتی که رو به پایان هستی می‌رود حتی اگر در نیمه‌ی راه تقدیر این باشد که بازگردی و هنوز ادامه بدهی. با صالحی در ادامه از روند درمان و مدارا سخن به میان رفت و از جایزه‌ای که قبول نکرد و جایزه صالحی که بنا نشده؛ تعطیل شد آن‌هم به درخواست خودش.
، مراسم جایزه نیما در تهران برگزار شد. مجموعه شعر «انیس..» کتاب برگزیدة داوران بود، اما سیدعلی صالحی در این مراسم حاضر نشد و جایزه را نپذیرفت. از قول ایشان یادآوری شد که صلاحی هیچ جایزه‌ای را ـ در وطن ـ و در این شرایط نمی‌پذیرد.

بعد از آن سکته سنگین، احوال عمومی‌تان چطور است و مراحل درمان چگونه طی می‌شود؟ 
ــ‌ ممنون‌ام. حدود شش ماه پیش که در بیمارستان به دیدنم آمدید، همه و ازجمله علم پزشکی از بازگشت‌ام به زندگی نومید شده بودند. با این حال، روز سوم در c.c.u یک شعر کوتاه سرودم. توان گشودنِ پلک‌ها در من نبود، اما به شدت زنده بودم، پرامید و انگیزه. من راهی جز زنده ماندن نداشتم. طبیعی است که بعداز یورشِ آن مرگِ ناروا، دچار کاستی بشوم، ضعف جسمی، درد، تحمل روی یک مُشت قرص و ... نتیجة آن حادثة به شدت بی‌رحم است، اما من به زانو در نمی‌آیم. تسلیم شدن تقدیر من نیست. آن قدر همه را دوست می‌دارم که زورم می‌آید بمیرم. فعلاً با «دارو» و «دارو درمانی» طی طریق می‌کنم.

گاهی «محیط» و «شرایط» تحمل‌ناپذیر می‌شود. آیا تجربة این رنج، نتیجه چنین روندی برای شما بوده است؟

صبوری هم حدی دارد. هرچه اهل مُدارا و تحمل باشی، سرانجام یک جایی «غفلت» می‌کنی، و خود علیه خود بر می‌خیزی. یک لحظه بود. ساعتِ حدود هشت و نیم شب. تابلوی نقاشی‌ام ـ به نام دندان ببر ـ درحال اتمام بود، ناگهان انگار یک مین در سینه و در قلب‌ام منفجر شده است. از آن لحظه تا ساعت سه بامداد، سه مرتبه به هوش آمدم و باز فرو ریختم. از همة مسئولین بخش c.c.u بیمارستان لبافی‌نژاد ممنون‌ام. اما واقعاً سکته خبر نمی‌کند، من هم در مقابل، او را خبر نکرده، سیگارِ لعنتی را کنار گذاشتم.

در این دوره سخت که با مرگ روبه‌رو شده بودید، به چه فکر می‌کردید؟ ترس هم حضور داشت؟

ــ‌ طی چند روز نخست، تحت تأثیر داروهای ضددرد و هم آرامش بخش، مطمئن بودم که کارم تمام است. از کسانی که در زندگی با آنها برخورد داشتم؛ در دل‌ام عذرخواهی کردم، بویژه از مادرم که آن زمان در قید حیات بود. نگران دخترانم بودم، اما با خود حرف زدم، آنقدر که توانستم خودم را دوباره پیدا کنم. فهمیدم این خرده نومیدی ربطی به وجود پرامید من ندارد، تأثیر داروست. به سرعت به خودم آمدم، خلاص و مهیا برای ادامة شعر، زندگی، امید، دوست‌ داشتن، مردم، عشق، آزادی.

حمله‌ی سختی بود اما این سختی و حمله را پشت سر گذاشتید. مرگ شوخی ندارد. حالا پرسش‌ این است که تردید میان بودن و نبودن را 

 مردم با آبروی ما گرسنه‌اند، با سیلی رخسار خود را سرخ می‌کنند. در این شرایط شرف شکن، دادن و گرفتن جایزه، یعنی تأیید همین شرایط. شرم‌آور نیست؟ این بازی‌ها را بگذارید برای بعد. الآن عزتِ مردم در اولویت است. جایزه شعر یعنی چه؟! شجاعتِ اخلاقی حکم می‌کند اندکی هشیار باشیم و تحلیل درستی از شرایط به دست دهیم. 
چگونه تجربه کردید، در لحظة سخت احتضار، شاعر مردم ما چه احوالی داشت؟

بار اول نبود، پیشترها چندین بار عیناً مرگ را تجربه کرده‌ام؛ تصادف، حوادث، بیماری‌ها، تا سکتة قلبی و بعد مغزی سال 1375، و تا امروز. یک حال خاصی دارد آن لحظه، تا رسیدن مدت درد. دیگر درد نداری! مسئولیت دربرابر دیگران برای من مهم است و کارهای ناتمام، وگرنه مرگ، برادر من است. تا دلش می‌گیرد، سری به من می‌زند. آن لحظه‌ای که آرام‌آرام جهان را فراموش می‌کنی، از شدت شادی، دوست نداری به زندگی برگردی. نوعی کیف دُخان است یا شوق رسیدن به ملکوت، من نمی‌دانم، اما هر بار که از خط قرمز مرگ عبور کرده‌ام، از شعف و سرمستی، یادم رفته حکایت چه بوده است.

من عمیقاً می‌دانم زیستن در جهان ماده و این دارفانی، چقدر دردآور و دشوار است. درک این حقیقت آسان نیست. باید مرگ را دور بزنی تا دریابی روایت من از زندگی چیست؟

روی جهان‌بینی شما اثر گذاشته این تجربه؟ اگر آری، مصداق عینی‌اش را در کدام کلمه می‌یابید؟

با تمام وجود «بی دروغ» زیستن، خداحافظ چانه زدن‌های هزار حرف! تمرین رهایی، نعمت بزرگی است. آدم از روی خودش می‌گذرد.

هفته اول مهر ماه اعلام شد شما برندة جایزه نیما شدید و دفتر شعر شما «انیس...» کتاب برگزیده اعلام شد. چرا این جایزه را نپذیرفتید؟ ادامه و یا یکی از نشانه‌های پرهیز از جهان است؟

 انتهای تحلیل این موضوع، نشان می‌دهد که این حرف درست است. اما من خواستم به نفع شاعران نسل‌های بعدی کنار بروم. من جایزه‌ام را سال‌هاست که از دستِ مردم گرفته‌ام. من به شیوة صوفیان عقب‌مانده از جهان نبریده‌ام. اما بعضی امور که زمانی مهم به نظر می‌رسیدند، در این سن و سال بی‌هوده می‌نمایند. در واقع نوعی حوصلة عمیق جای آن همه آرزوی شتابزده را گرفته است. دیگر برای خودم چیزی نمی‌خواهم، خاصه این جوایزِ وطنی که بیشتر به «حبة قند» می‌مانند تا انگیزه‌ای درخور. البته که دفاع می‌کنم از جایزه، از تشویق، از ایجاد سبب و راه، بویژه برای نسل‌های جوانتر. اما باید مراقب بود و به نیت‌های مخفی در پسِ پُشت بعضی جوایز حبه قندی دقت کرد. امیدوارم همة نیت‌ها خیر باشد، مسئله، مسئلة آبرو و شرفِ قلم است. سلامت جامعة فرهنگی برای امثال من یک اصل خلل‌ناپذیر است. به شدت نگران از کف رفتن این سلامت هستم. می‌ترسم فشارهای مضاعف اقتصادی، فقر و تهی‌دستی. عالی‌ترین میراث این مردم یعنی فرهنگ و معرفت ملی را نابود کند. گاهی نشانه‌هایی می‌بینم که تن‌ام می‌لرزد. انسان ایرانی اهل این همه دروغ نبوده است!

شما مؤسس چندین کارگاه شعر بوده‌اید، آیا این ایام، با وجود ادامة کسالت، کار با شاعران جوان را ادامه می‌دهید؟

گاهی از شدت ضعف، میان راه تلوتلو می‌خورم، اما دست بردار نیستم. فرزندان مستعد و شریف من کم نیستند. باید زنده بمانم، کار و کار و کار...! کارگاه شعر ادامه دارد، سرِ کلاس یکی دوبار تب داشته‌ام، اما به دوستانم در کارگاه نگفتم. نباید بُرید. امید، راه امید ادامه دارد.

و آموزگارتان در این مسیر پایداری چه کسی است؟

ــ مردم. همین مردم شریف، بزرگ، شکست‌ناپذیر.

دوستان و هوادارانی خواسته‌اند جایزه‌ای به نام «صالحی» بنیان بگذارند اما مخالفت کردید و حتی قدغن، چرا؟!

مردم با آبروی ما گرسنه‌اند، با سیلی رخسار خود را سرخ می‌کنند. در این شرایط شرف شکن، دادن و گرفتن جایزه، یعنی تأیید همین شرایط. شرم‌آور نیست؟ این بازی‌ها را بگذارید برای بعد. الآن عزتِ مردم در اولویت است. جایزه شعر یعنی چه؟! شجاعتِ اخلاقی حکم می‌کند اندکی هشیار باشیم و تحلیل درستی از شرایط به دست دهیم.

طی این دوره مداوا، بعداز کتاب شعر موفق «انیس...» دیگر چه کارهایی کرده و چه آثاری در دست تهیه دارید؟

دفتر «ما نباید بمیریم...» منتشر خواهد شد، انتشارات نگاه مسئول آن است. و مجموعه شعر «ردپای برف...» که امیدوارم بعد از سه سال انتظار مجوز، لااقل تکلیف‌اش روشن شده باشد. برگزیده غزلیات حافظ با عنوان «غزل‌ غزل‌ها» همراه با تابلوها و طرح‌های چهار رنگ، امسال ازسوی انتشارات «جان شیفته» به سامان می‌رسد. رباعیات خیام را نیز کار کرده‌ام، به همین ناشر تعلق دارد. طرح و تابلوهایی که کار کرده‌ام، این دفتر را آرایشی تازه بخشیده است.

کاری هست که هنوز به ناشر نسپرده باشید؟

ــ دفتر شعر تازه‌ام، کم حجم اما خاص. اخیراً ناشر معتبری خواسته که این دفتر را به ایشان بدهم. مسیر روشن نیست. باید صبر کرد. این دفتر هم می‌رود خاک می‌خورد در انتظار مجوز.

و حتماً تجدید چاپ هم دارید! 
ــ چاپ چهارم گزینه شعرم از سوی انتشارات مروارید، به زودی منتشر می‌شود. در مرحلة چاپ است.

متشکریم از شما و این فرصت.

زنده باشید!

tirsdag den 14. december 2010

عزاداران حسینی نیمه برهنه در کپنهاگ: روزنامه برلینگسکه دانمارک

بی پناهی 9 ماهه یک متکدی ایدزی در اهواز!

به گفته وی در مرحله ای دیگر بیمار برای ویزیت متخصص قلب به بیمارستان گلستان ارجاع شد که دوباره عوامل بیمارستان از ویزیت وی امتناع ورزیدند.

مهر: یک متکدی مبتلا به بیماری ایدز با وجود اینکه بیش از 9 ماه را در اردوگاه متکدیان شهرداری اهواز به سر می برد ولی تاکنون هیچ سازمان و نهادی در استان خوزستان حاضر به پذیرش یا مداوای این بیمار نیست.

متاسفانه به علت اینکه بیماری ایدز در کشور متولی ندارد، مبتلایان به این بیماری در سراسر کشور سرگردان هستند و این موضوع در نهایت باعث رشد روز افزون این بیماری مهلک در کشور می شود.

وزیر بهداشت چندی پیش با اعلام اینکه از 80 هزار بیمار مبتلا به ایدز در کشور تنها 25 درصد آنها شناسایی شده اند از افزایش رفتارهای پرخطر در آینده به مثابه آتشفشان ایدز در کشور یاد کرد.

مدیر امور اجتماعی شهرداری اهواز در همین زمینه با گلایه از دستگاه های مسئول گفت: در تاریخ 10 فروردین 89 مردی جوان به عنوان متکدی از گوشه یکی از خیابان های اهواز به اردوگاه متکدیان شهرداری منتقل شد.

امتناع چند مرکز درمانی و خدماتی از پذیرش بیماری ایدزی

علیرضا بایمانی با بیان اینکه وضعیت نامناسب و بیمارگونه این مرد که به زحمت سنش به 30 سال می‌رسد، مسئولان و مددکاران اردوگاه را بر آن داشت تا نسبت به پیگیری امور درمان وی اقدام کنند، افزود: در ابتدا به دلیل بیماری پوستی شدید به بیمارستان امام خمینی(ره) ارجاع ‌و پس از آزمایشات و نمونه ‌برداری و تجویز دارو از بستری شدن وی امتناع شد.

به گفته وی در مرحله ای دیگر بیمار برای ویزیت متخصص قلب به بیمارستان گلستان ارجاع شد که دوباره عوامل بیمارستان از ویزیت وی امتناع ورزیدند.

مدیر امور اجتماعی شهرداری اهواز ادامه داد: به دلیل معلولیت این بیمار، برای پذیرش و تشکیل پرونده در بهزیستی نیز اقدام شد، اما مرکز نگهداری بهزیستی به دلیل ابتلا به بیماری خاص از پذیرش وی امتناع ورزیدند، این در حالی است که یکی از مراجع ذی ربط ‌‌باید این بیمار را از شهرداری تحویل می گرفت.

بایمانی اظهار داشت: با وجود مراجعه مسئولان اردوگاه به معاونت درمان، معاونت بهداشت ومرکز مشاوره بیماری های خاص، پس از انجام چند مرحله آزمایش به دلیل نبود مرکز نگهداری دوباره به اردوگاه بازگردانده شد.

وی افزود: با تشدید بیماری با اورژانس 115 تماس و بیمار به بیمارستان رازی ارجاع شد که این بیمارستان نیز پس از انجام آزمایشات از پذیرش وی امتناع کرد.

این مقام مسئول در شهرداری اهواز تصریح کرد: در حالی که این بیمار نیاز به بستری شدن و دریافت دارو دارد هیچ یک از دستگاه های ذیربط حاضر به پذیرش وی نیستند و با گذشت 9 ماه هیچکس فکری به حال او نکرده است.

بایمانی گفت: با پیگیری های انجام شده از طریق مراجع قضایی و دستور قاضی پرونده مبنی بر تحویل بیمار به بهزیستی، این سازمان در پاسخ به پرونده قاضی اظهار داشته که به دلیل بیماری و زخم های عفونی امکان پذیرش وی وجود ندارد.

وی افزود: در حالی که شهرداری امکانات نگهداری از متکدیان را تنها برای چند روز دارد، حدود 9 ماه از این بیمار نگهداری کرده و بیم آن وجود دارد که بیماری مهلک وی به سایر افراد حاضر در اردوگاه نیز منتقل شود، از این رو برای پیشگیری از این فاجعه باید راهکاری اندیشیده شود.

mandag den 13. december 2010

ديدار از پناهگاه اسناد ويكي‌ليكس در سوئد

ورود به يك پناهگاه اتمي قديمي در استكهلم ، جايي كه اسرار ويكي‌ليكس را در خود نگاه مي‌دارد شبيه گذار به دنيايي ديگر است؛ ‌دنيايي خيالي كه در ميانه راه كره زمين و دنياي مجازي قرار دارد.
ورودي اين پناهگاه در خيابان هيچ نشاني ندارد. تنها دري ‌است كه روي تخته سنگي نصب شده است.
اگر زنگ در را بزنيد و به داخل دعوت شويد، با درهاي شيشه‌اي تو در تويي مواجه مي‌شويد كه با نور ملايمي روشن شده‌اند و دنيايي شبيه دنياي جيمز باند را تداعي مي‌كنند.
اين درها كه داراي امنيت بالايي هستند، تنها هنگامي باز مي‌شوند كه در قبلي، پشت سر شما بسته شده باشد و براي عبور از تك تك آنها اجازه عبور خاصي نياز است تا قدم به قدم سفر شما به داخل كنترل شود.
با اين وجود، گلدان‌ها و چشمه‌هايي با آب روان نيز به چشم مي‌خورد، افرادي در اتاق كنترل، از طريق كامپيوترهايشان، اوضاع را زير نظر دارند.
در اين مكان و در ميان اين ديوارهاي ساخته شده از صخره‌هاي لخت و در زير خانه‌هاي چوبي شهر استكهلم، سرورهاي يك مركز اطلاعاتي قرار دارند.
پناهگاه ويكي‎ليكس در سوئد، جايي است كه با نور پردازي ملايم خود شبيه دنياي داستانهاي جيمز باند شده است
در داخلي‌ترين قسمت، چندين رديف سرور كامپيوتر وجود دارد كه روي يكي از آنها فايل‌هاي مربوط به سايت "ويكي‌ليكس" نگهداري مي‌شود.
فايل‌هايي كه اگر چه تا كنون تنها قسمت كوچكي ‌از آنها به صورت عمومي منتشر شده، اما همين ميزان اندك نيز شرمساري شديد سياستمداران را به دنبال داشته است، سياستمداراني كه روزگاري، بي‌ملاحظ‌ه چيزهايي به ديپلمات‌هاي آمريكايي گفتند و هرگز نگران انتشار عمومي آن نبودند.

اين مركز اطلاعاتي متعلق به شركتي به نام "بانهوف" است. يان كارلونگ، بنيانگذار اين شركت امكان اين ديدار را براي بي بي سي فراهم آورد.
آقاي كارلونگ در سال ۲۰۰۷ يك پناهگاه بازمانده از دوران جنگ سرد را در اختيار گرفت و با استفاده از ديناميت، ۴ هزار مترمكعب ديگر از صخره‌هاي اطراف آن را نيز هموار كرد تا فضاي كافي براي نصب تجهيزاتش را فراهم كند.
اين مركز امنيت فوق‌العاده‌اي دارد و براي ثابت نگاه داشتن درجه حرارت خود، ‌آن هم در سرماي طاقت‌فرساي سوئد از توربين هاي زيردريايي‌ها استفاده مي كند.
خدمات پستي
تنها قسمت كوچكي از فايل‌هاي ويكي‌ليكس منتشر شده است
امنيت اطلاعات را دزدي به شكل فيزيكي، آن هم توسط دزدهاي مسلح تهديد نمي‌كند، چون اين كار براي دزدان بسيار سخت خواهد بود. تهديد اصلي، حملات سايبري ‌است.
آقاي كارلونگ مي‌گويد آنها ترافيك ورودي و خروجي به اين مركز اطلاعاتي را زير نظر دارند. او مي‌گويد برايش دشوار است كه تصور كند كساني به اين كار دست نزنند، ‌به همين دليل مسئولان اين مركز يك كانال جداگانه اطلاعاتي به ويكي‌ليكس اختصاص داده‌اند.

اما آيا او به اين دليل كه تاسيساتش چنين اطلاعاتي را ذخيره كرده، از اين واهمه ندارد كه مورد خشم ايالات متحده قرار بگيرد؟
او مي‌گويد: ‌"وظيفه ما اين است كه اين سرويس را سرپا نگه ‌داريم. ما در سوئد زندگي مي‌كنم و چنين خدماتي در سوئد قانوني است، به همين دليل نيز ما جانب مشتري ‌خود يعني ويكي ليكس را مي‌گيريم. ما بايد تمام تلاشمان براي سرپا نگاه‌داشتن اين خدمات به كار ببريم. من به آزادي بيان اعتقاد دارم."
او مي‌گويد مركز اطلاعاتي او شبيه يك مركز خدمات پستي‌ است. شما هرگز پستچي را براي محتواي نامه ملامت نمي كنيد و از سوي ديگر اگر مسئول تحويل يك بسته پستي باشيد هرگز آن را خودتان باز نمي‌كنيد. اين كاري ‌است كه سرورهاي اين مركز اطلاعاتي انجام مي‌دهند.
او عقيده دارد: ‌"‌ما بايد تا زماني كه ويكي‌ليكس از قانون تخطي نكرده، به آنها كمك كنيم كه از اين خدمات استفاده كنند. اين اصل مهم‌ترين چيزي ‌است كه براي آن بايد ايستادگي كرد."

























سوئد از شناسایی عامل بمبگذاری استکهلم خبر داد

تصویری منسوب به تیمور عبدالوهاب
۱۳۸۹/۰۹/۲۲
تصویری منسوب به تیمور عبدالوهاببه دنبال دو انفجار در استکهلم سوئد در روز شنبه، یک دادستان ارشد در استکهلم روز دوشنبه اعلام کرد که سوئد در مورد هویت بمبگذار انتحاری که در این عملیات کشته شده است «تقریبا یقین حاصل کرده است.»

به گزارش خبرگزاری‌ها، توماس لیندسترَند، دادستان ارشد در استکهلم روز دوشنبه، ۲۲ آذر اعلام کرد که مأموران تجسس تا ۹۸ درصد اطمینان دارند که بمبگذار انتحاری که روز شنبه در استکهلم، پایتخت این کشور خود را منفجر کرد، یک فرد متولد عراق به نام تیمور عبدالوهاب بوده است.

به نوشته رویترز انفجار‌های روز شنبه استکهلم، در یکی از مراکز پرتردد این شهر رخ داد و نخستین بمب در یک خودرو که در چهار راهی در مرکز شهر استکهلم پارک شده بود منفجر شد که بر اثر این انفجار آسیبی به کسی نرسیده است.

رویترز می‌افزاید انفجار دوم در فاصله سیصد متری از محل انفجار اول و حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بعد به وقوع پیوست که در اثر آن یک نفر کشته و دو نفر مجروح شدند.

گفته شده است که فرد کشته شده، همان بمبگذار انتحاری و احتمالا تیمور عبدالوهاب و ساکن بریتانیا بوده است.

دادستان کل سوئد روز دوشنبه اعلام کرد که فرد بمبگذار مقداری مواد منفجره حمل می‌کرده و کمربند انتحاری نیز به تن داشته و به نظر می‌رسد که تصمیم داشته عملیاتی را در ایستگاه پر تردد قطار یا یک فروشگاه به انجام برساند، اما این کمربند پیش از موعد مقرر منفجر شده است.

خبرگزاری‌ها می‌افزایند پس از این دو انفجار وبسایت شموخ الاسلام که مرتبط با القاعده است، مسئولیت انفجار‌های استکهلم را برعهده گرفت و اعلام کرد که بمبگذار انتحاری این حادثه فردی به نام تیمور عبدالوهاب است.

این وبسایت همچنین تصویری منسوب به آقای عبدالوهاب را منتشر کرده است.
به گزارش خبرگزاری‌ها در حال حاضر منزل آقای عبدالوهاب در بریتانیا در محاصره پلیس قرار دارد و پلیس بریتانیا اعلام کرده است که در بازرسی منزل فرد مظنون، هیچ وسیله خطرناکی یافت نشده و تا کنون نیز فردی در زمینه این بمبگذاری دستگیر نشده است.

همچنین سخنگوی پلیس شهری لندن تأیید کرده است که فرد ساکن در این منزل با حادثه استکهلم مرتبط بوده است.

گزارش‌ها حاکی از آن است که تیمور عبدالوهاب، زاده بغداد و ۲۹ ساله بوده و در سال ۱۹۹۲ از عراق به سوئد نقل مکان کرده بود.

وی سپس در سال ۲۰۰۱ برای تحصیل در رشته ورزش درمانی به شهر لیوتن در شمال لندن، پایتخت بریتانیا نقل مکان کرد و به تحصیل در دانشگاه بدفوردشایر به تحصیل پرداخت.

به گفته خبرگزاری‌ها آقای عبدالوهاب متأهل و دارای فرزند بوده و در حال حاضر همسر و فرزندان وی در لیوتن ساکن هستند.

علاوه بر این خبرگزاری‌ها افزوده‌اند تیمور عبدالوهاب عضو یک وبسایت اسلامی همسریابی بوده است.

در این وبسایت که شخصی به نام تیمور عبدالوهاب عضو آن است، فرد مزبور اعلام کرده است که از سال ۲۰۰۴ ازدواج کرده، دو دختر دارد و مایل به ازدواج مجدد است.

وی همچنین افزوده است که به دنبال همسری است که سنی باشد و باور قوی داشته باشد و تأکید کرده است که در آینده تصمیم دارد در یک کشور عرب‌زبان ساکن شود.

پیام تهدید‌آمیز منسوب به تیمور عبدالوهاب به خبرگزاری سوئدی
خبرگزاری سوئدی «تی‌تی» اعلام کرده است که مدت کوتاهی پیش از وقوع این دو انفجار، ایمیل و فایل صوتی تهدید آمیزی را از سوی فردی به صورت ایمیل دریافت کرده است.

در این پیام، حضور ۵۰۰ سرباز سوئدی در افغانستان و کاریکاتور کاریکاتوریست سوئدی لارس ویلکس با موضوع محمد، پیامبر اسلام، محکوم شده و فرستنده این پیام تهدید کرده بود که حملاتی مرگبار در سوئد رخ خواهد داد.

در این پیام فرد مزبور که به گفته خبرگزاری‌ها گمان می‌رود همان بمبگذار انتحاری باشد می‌گوید: «اکنون ملل اسلامی به آن‌چه عهد کرده بودند رسیده‌اند. ما اینجا در اروپا و سوئد هستیم... ما حقیقت داریم.»

وی می‌افزاید: «تا زمانی که شما از جنگ خود با اسلام و تحقیر پیامبر و حمایت احمقانه خود از ویلکس خوک صفت دست نکشیذ، اعمال ما نیز پاسخگوی شما خواهند بود.»

او همچنین می‌گوید: «به تمام مسلمانان سوئد می‌گویم: از تملق گفتن [دیگران] و تحقیر خود دست بردارید زیرا زندگی تحقیر آمیز از اسلام به دور است... به برادران و خواهران خود کمک کنید و از هیچ چیز و هیچ کس نترسید و تنها خدا را بپرستید.»

وی علاوه بر این از خانواده‌اش می‌خواهد تا او را ببخشند و می‌افزاید که نمی‌تواند تماشاگر «بی عدالتی» باشد که به مسلمانان و حضرت محمد روا می‌شود.

او اظهار می‌کند: «من را به خاطر دروغ‌هایم ببخشید. من هیچگاه برای کسب درآمد به خاورمیانه نرفته بودم، من برای جهاد رفته بودم. امیدوارم که یک زمانی من را بفهمید. من هیچگاه نمی‌توانستم تمام این ‌[حرف]‌ها را به شما یا هر کس دیگری بگویم.»

4 عامل نفوذی دشمن شکست خورده در مجلس! +عکس

عصرایران - هیچ می دانستید دشمن شکست خورده ایران، دستکم 4 نفر از عوامل خود را در مجلس شورای اسلامی وارد کرده اند که ماموریت ویژه آنها "کم اثر کردن خودکفایی ایران در تولید بنزین" است؟

خبر ایرنا را بخوانید:

 معاون وزیر نفت در امور پتروشیمی گفت: فرآیند تولید بنزین در مجتمع‌ها مانند پروسه تولید در دیگر پالایشگاه‌ها است، ضمن آنکه بنزین سوپر تولیدی در پالایشگاه‌ها که از درجه آرام سوز برخوردارند به علت فناوری بکار گرفته شده در تولید این فرآورده دارای کیفیت بهتری است.

وی درباره شایعات آلودگی هوای تهران به علت استفاده از بنزین تولید داخل، تصریح کرد: آلودگی هوای تهران ارتباطی به بنزین تولیدی نداشته و بیشتر ترفندی از سوی دشمن شکست خورده ایران اسلامی برای کم اثر کردن خودکفایی ایران در تولید بنزین است.

عبدالحسین بیات اظهار داشت: دشمنان زمانی شایعه اینکه امکان تولید بنزین در داخل وجود ندارد را مطرح کردند و در زمانی دیگر آلودگی بنزین تولیدی و امروز هم آلودگی هوای در اثر بنزین تولید داخل را مطرح می‌کنند.

بیات اضافه کرد: دشمنان شایعه وضعیت نامطلوب تولید بنزین در مجتمع‌های پتروشیمی را نیز مطرح کردند در صورتی که فرآورده تولیدی در مجتمع‌های پتروشیمی نه تنها از لحاظ وزن و ارزش منفی نبوده بلکه در این بخش از افزایش هم برخوردار بوده است.

یادآور می‌شود پیشتر نیز سیدمسعود میرکاظمی وزیر نفت نیز شایعه آلودگی هوای تهران در اثر بنزین تولیدی در داخل را تکذیب و این شایعه را حربه تحریم کنندگان در برابر رسیدن کشور به خودکفایی بنزین ارزیابی کرده بود.

از آنجا که آرشیو اخبار حکایت از آن دارد که لااقل 4 نماینده مجلس تاکنون درباره غیراستاندارد بودن بنزین و نقش آن در آلودگی هوای تهران و شهرهای دیگر کشور سخن گفته اند، مشخص می شود که ایادی دشمن همین ها هستند که با هوشمندی و درایت وزیر نفت و معاونش، کشف شده اند. عصرایران نیز به پاس این شم قوی اطلاعاتی آقایان، تصاویر و مشخصات اصحاب دشمن در ماجرای آلودگی هوا را در زیر منتشر می کند تا ضمن تاکید مجدد بر سلامت و استاندار بودن بنزین های داخلی، بتوان تقصیر آلودگی هوا در ایام اخیر را نیز به گردن این چهار نفر انداخت و قضیه را ختم به خیر کرد:

1- عسگر جلالیان، عضو کمیسیون انرژی مجلس
  بنزینی که در پالایشگاه ها به شکل غیر استاندارد تولید میشود سرطانزا است واگر این بنزین سرطان‌زا در اختیار مردم قرار بگیرد مردم را به صورت حاد تری درگیر می‌کند و هزینه تمام شده آن برای کشور نیز بالاتر است.اگر با کمبود بنزین مواجه شویم به مردم فشار می‌آید و با نارضایتی آنها مواجه خواهیم شد. اما بحران نارضایتی مردم قابل مدیریت و کنترل است و نهایتا با عصبانیت آن ها رو به رو هستیم که خطرش کمتر از این است که مردم را در معرض خطر سرطان و مرگ قرار دهیم.  آفتاب /13  آبان




2- محسن نریمان،  عضو کمیسیون عمران

آلودگی هوای تهران به صورت یه روال غیر عادی در حال افزایش است و بنزین های غیر استانداری که در تهران استفاده می شود موجب افزایش این آلودگی هوا شده است.  تولید بنزین غیر استاندار از یک طرف و از طرف دیگر بها ندادن به طرح هایی که برای توسعه مترو در نظر گرفته شده است همه و همه موجب تشدید آلودگی هوا شده است. خانه ملت / 16 آذر





3- محمدرضا رضایی، عضو کمیسیون بهداشت
 بخش اعظمي از آلودگي هواي تهران به واسطه استاندارد نبودن سوخت مصرفي در كشور است .وزارت نفت بايد سوخت استاندارد در اختيار مردم قرار دهد تا اين مشكلات كاهش يابد. ایسنا 19 آذر




4- غلامعلی میگلی نژاد، عضو کمیسیون انرژی
 سیستمی که برای پالایشگاه ها تعریف شده است برای تولید فرآورده های نفتی است نه تولید بنزین؛ موضوعی که در هفته های اخیر در مورد بنزین تولیدی این پالایشگاه ها مطرح شده شائبه سرطان‌زا بودن این بنزین است که در خصوص این موضوع، مرکز پژوهش های مجلس و دیوان محاسبات مجلس مامور شدند تا قضیه را مورد بررسی قرار داده و گزارش نهایی را به کمیسیون ارائه دهند. خبر/ 13 آبان




واقعا جای تاسف دارد وزیر نفت و معاونش به جای آنکه در برابر موضوع بنزین آلوده، با ارائه مستندات علمی ، استاندارد بودن بنزین تولیدی را با متانت ثابت کنند، فورا منتقدان را عامل دشمن- آن هم از نوع شکست خورده اش- معرفی کرده و موضوع را فیصله یافته تلقی کرده اند.

آنچه این نمایندگان و برخی رسانه ها گفته اند، نه به خاطر ماموریت ویژه استکبار جهانی، که از سر دلسوزی و وظیفه شناسی بوده است ولاغیر اما بعضی از مسوولان، گویا چیزی جز فرافکنی بلد نیستند و حتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی را هم به صرف نقد و انتقاد (که وظیفه شان است) عامل دشمن معرفی می کنند. (احتمالا به نظر آنها، بهترین راه برای عامل دشمن نبودن، سکوت و مماشات است و صد البته تایید!)

زمانی سفید پوستانی که در حال اشغال سرزمین های سرخ پوستان بودند، می گفتند: "سرخ پوست خوب، سرخ پوست مرده است" و حالا حکایت ماست و برخی آقایان که معتقدند: نماینده خوب، نماینده بی بخار است و رسانه خوب، رسانه لال!

احتمالا برخی آقایان از نمایندگان مجلس انتظار دارند قبل از آنکه نطقی کنند یا مصاحبه ای انجام دهند، یک نسخه از سخنان خود را به دفتر وزیر مربوطه ارسال کنند و تاییدیه کتبی بگیرند تا خدای ناکرده، در اسرع وقت تبدیل به عوامل دشمن شکست خورده نشوند (تبصره: رسایی و کوچک زاده و دوستان از این دستورالعمل مستثنی هستند!)

اما گذشته از همه این بحث ها ذکر چند نکته در این باره حائز اهمیت است:

1- در باب "بنزین" و استاندارد یا غیراستاندارد بودن آن، وزارت نفت در جایگاه متهم است و نمی تواند به استناد ادعاها وحرف های خودش، مدعی تبرئه شود و به دیگران انگ بزند.
این متهم بودن، صد البته به معنای اثبات قصور یا تقصیر نیست بلکه همین اندازه که چند نماینده مجلس در راستای وظایف نمایندگی خود، موضوع آلودگی بنزین را مطرح کرده اند، اتهام متوجه وزارت نفت و دستگاه های ذیربط می شود و انتظار پاسخگویی هست.

2- به جای اصرار و انکارهای کنونی و انگ زدن های غیراخلاقی، بهترین راه، آزمایش بنزین تولیدی در آزمایشگاه های بی طرف در حضور نمایندگان مجلس، قوه قضاییه و رسانه هاست. این آزمایش می تواند در داخل یا حتی در خارج از کشور صورت گیرد والا اینکه یک طرف بگوید بنزین آلوده است و طرف دیگر هم جواب دهد: "نه خیر، اصلا هم آلوده نیست ای عامل دشمن!" کاری از پیش نمی رود.

البته اگر روند آزمایش بنزین در محیطی به دور از چشم نمایندگان معتمد مردم (از مجلس گرفته تا رسانه ها) انجام شود، افکار عمومی نسبت به نتایج آن چندان مطمئن نخواهد بود.

3- قطعا هیچ کس دوست ندارد بنزین تولیدی کشورش آلوده و سرطان زا باشد چه آنکه فارغ از هر گونه گرایش سیاسی و جناحی، هر ایرانی وطن دوستی، از اینکه کشورش در تولید بنزین خودکفا شود، خوشحال می شود و نیز دوست ندارد خود، خانواده و هم وطنانش در فضایی مسموم و سرطان زا تنفس کنند و به مرگ تدریجی گرفتار آیند.

از این رو امیدواریم وزارت نفت به آزمایش بنزین تولیدی خود در مقابل افکار عمومی تن دهد و نتیجه آزمایش ها و بررسی های واقعی نیز استاندارد بودن بنزین تولید داخل باشد.

بعد از تحریر:

ماجرای برنج های آلوده و اخبار ضد و نقیض آن که یادتان هست؟ آخرش هم معلوم نشد اصلا آلوده بودند، نبودند، کدامشان آلوده بود، کدامشان آلوده نبود، کی راست می گفت، کی دروغ می بافت ... حالا نوبت بنزین است؟!

søndag den 12. december 2010

سوئد انفجارهای ديروز را جنايتی تروريستی دانست

به گزارش خبرگزاری فرانسه از استکهلم، یکی از مسئولان سرویسهای اطلاعاتی سوئد، امروز، یکشنبه، انفجاری های دیروز در مرکز استکهلم را «جنایتی تروریستی» خواند.
آندرس تورنبرگ رئیس بخش تدابیر امنیتی سرویسهای اطلاعاتی سوئد در کنفرانسی مطبوعاتی گفت، طبق قوانین سوئد تحقیقات در باره این «جنایت تروریستی» را آغاز کرده ایم.

وقوع دو انفجار شدید در پايتخت سوئد
دو انفجار شنبه شب شهر استكهلم پايتخت سوئد را لرزاند كه بر اثر آن يك تن كشته و دو نفر زخمي شدند.
به گزارش ایرنا به نقل از آسوشيتدپرس، پليس سوئد اعلام کرد دو انفجار پي در پي در خيابان دروتنينگاتن از مراكز شلوغ استكهلم در آستانه سال نو مسيحي يك كشته و دو زخمي بر جاي گذاشت.
بر اساس اين گزارش گفته مي شود يك خودرو حاوي كپسولهاي گاز در ابتدا منفجر شد و در پي آن صداي انفجار ديگري در اين خيابان به گوش رسيد.
علت انفجار دوم و اينكه آيا اين دو انفجار با يكديگر مرتبط بوده اند، اعلام نشده است.
شبکه العربیه نیز گزارش داد که یکی از این دو انفجار، انتحاری بوده است و عامل انتحاری تنها کشته شده این انفجارهاست.

آتش سوزی مهارشده جنگل چه شكلی است؟! (+عکس)

آتش سوزی در جنگل های شمال ایران كه اكنون از مرز ۲۵ روز هم گذشته، می رود تا به یك تراژدی بزرگ و یك فاجعه در ابعاد ملی تبدیل شود. اما مسئولان همچنان در خواب و خیال سوختن مشتی مرگ در كف جنگل هستند و چنان برخورد می كنند كه گویی آب از آب تكان نخورده و اگر هم آتشی بوده خاموش شده است!!
شفاف- متاسفانه جنگل ابر هم اكنون وارد پنجمین روز آتش سوزی شده است و همچنان می سوزد. انگار همه چیز دست به همه داده تا خواسته نمایندگان محترم علی آباد و شاهرود و دیگر مسئولان محترم استانی و كشوری برای ساخت جاده ابر شاهرود و تخریب جنگل ابر تحقق یابد .
جالب است كه بخشی از جنگلی كه در حال سوختن است درست همان مسیر مورد نظر آقایان جاده ساز است و با این آتش سوزی در حال پاك شدن از درخت است!! 
دلنوشته های دكتر علیرضا ولیان از طرفداران محیط زیست در شاهرود به واقع تاسف آور و غمبار است و تصاویری كه او در تارنمای خود قرار داده است اشك را از چشمان هر ایرانی كه قدری وجدان هم برایش باقی مانده باشد ، جاری می سازد .

آتش سوزی در جنگل ابر- عكس از رضا ولیان
اینها تصاویر همان آتش سوزی است كه مسئولان محلی روز دوشنبه اعلام كردند مهار شده است! اما همچنان در آتش می سوزد.
كنده های در حال سوختن در ابر شاهرود
آتشی كه امروز جنگل های شمال ایران و نیز جنگل ابر را در بر گرفته و بی امان می سوزاند و پیش می رود تماما آتش بی خردی و ناآگاهی مسئولانی است كه سالهاست فقط  بر طبل توخالی توسعه كشور می كوبند و تاكنون حتی نیم نگاهی هم به حفظ منابع طبیعی نداشتند .
اما از این بدتر و آزاردهنده تر روزمرگی مسئولان متولی است كه انگار نه انگار این جنگل است كه دارد می سوزد. گویی برایشان عادت شده ،...
انكار و تكذیب آتش، تظاهر به سطحی بودن آتش سوزی ها، متهم كردن رسانه ها به تشویش اذهان  ،ارائه امار و ارقام غیر واقعی،ساده بینی و كوچك شمردن مسئله و از همه بدتر به دنبال علت آتش سوزیها نبودن ، همه و همه نشان می دهد كه ظاهرا آقایان هنوز به جدی بودن مسئله پی نبرده اند و یا اصلابرایشان مهم نیست كه چه بر سر جنگل ها می آید . ازآقایان مجلس نشین بگیر تا روسای سازمان های متولی و وزارتخانه بی درو پیكر جهاد كشاورزی كه وزیرش رویای همه چیز در سر دارد الا حفظ منابع طبیعی!
كه اگر جز این بود لااقل در سالی كه آتش مدتهاست جنگل های غرب ایران را در برگرفته و اكنون نیز ۲۵ روز است جنگل های شمال را در نوردیده ، بودجه ای در خورد توجه برای تجهیز ناوگان اطفای حریق جنگل ازدولت تقاضا میكرد . اما ...

آتش سوزی وسیع جنگل ها و عذر بدتر از گناه مسوولان

خبرهایی که از جنگل های استان های گلستان، مازندران، سمنان و کردستان می رسد به هیچ روی امیدوار کننده نیست. آتش همچنان در بیش از یکصد نقطه ادامه دارد و آن طور که صبح امروز در صدا  و سیما نیز اعلام شد، جنگل های اولنگ شاهرود نیز طعمه حریق شده اند و در حال سوختن هستند.

گروه های اطفای حریق، شامل نیروهای امدادی، جنگلبانی، نیروهای نظامی و مردم مناطق مذکور از آغاز آتش سوزی ها با امکانات اولیه مانند کپسول های آتش نشانی، دبه های آب، بیل و ... در حال تلاش برای اطفای حریق هستند.

البته چند فروند هلی کوپتر که تعداد آنها گویا به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد هر از گاهی پروازی می کنند و آب مخازن کوچک شان را بر روی مناطق بحرانی می پاشند. با این حال آتش، دست بردار نیست و هر روز خبرهای جدیدی از آتش سوزی های جدید می رسد.

نکته تاسف انگیز آن است که مسوولان کشور یا در این باره اساسا سکوت کرده اند به طوری که گویا بحرانی به وسعت آتش سوزی در جنگل های غرب و شمال و شمال شرق ایران وجود خارجی ندارد و همه جا امن و امان است ، یا آنکه اگر هم صحبتی می کنند، آن را ناچیز و کم اهمیت جلوه می دهند ؛ کما اینکه صبح امروز، استاندار گلستان در برنامه رادیویی "جوان ایرانی سلام" گفت که تنها برگ ها دارند می سوزند و درختان مشکلی ندارد و البته حداکثر ممکن است لابلای برگ ها، چند درخت هم آسیب ببیند!

حتی اگر اصل را بر صحت حرف های استاندار گلستان بگذاریم و بپذیریم آنچه می سوزد، فقط برگ های پاییزی هستند و درختان، سرحال و استوار به جای خود باقی اند، باید بگوییم که در این صورت، با "عذر بدتر از گناه" مواجهیم.

معنای سخن آقای استاندار این است که مسوولان مربوطه تاکنون نه در اطفای حریق درختان جنگلی، که در خاموش کردن برگ های آتش گرفته، ناکام بوده اند!

واقعا اگر خاموش کردن برگ های خشک پاییزی بیش از یک ماه است که ادامه دارد و به گفته خود استاندار تا روز گذشته 110 نقطه دچار آتش سوزی بوده اند، وای به حال روزی که درختان آتش بگیرند! در چنان صورتی چه باید کرد؟ واقعا ساختاری که نتواند از عهده خاموش کردن برگ ها برآید، چگونه درختان تنومند آتش گرفته را خاموش خواهد کرد؟!

همچنین گفته شده که نیروهای مسوول اطفای حریق با امکانات لازم در حال انجام وظیفه اند؛ واقعا جا دارد بپرسیم کدام امکانات لازم؟!

هر آنچه تاکنون از امکانات ادعایی در رسانه ها منتشر شده چیزی جز وسایل اولیه اطفای حریق مانند دبه های آب و بیل وحداکثر خودروهای آتش نشانی نیستند که البته این خودروها هم در اعماق جنگل و ارتفاعات اساسا ورودی ندارند!

اما چند هلی کوپتر آبپاش هم با مخازن سه تا پنج هزار لیتری خود، کار چندانی از پیش نمی برند که اگر غیر از این بود، حتما تاکنون فرجی حاصل می شد نه اینکه هر روز خبر برسد جای جدیدی آتش گرفته یا آتش برخی نقاط مهار شده، بار دیگر احیا شده است.

باید گفت روند آتش سوزی ها مشکوک است و  تاکنون سابقه نداشته این حجم بزرگ از مناطق جنگلی دچار حریق شوند و آتش سوزی هم مدت ها ادامه داشته باشد. از این رو، جا دارد علاوه بر مسوولان مربوط به محیط زیست و جنگل ها، دستگاه های امنیتی هم وارد گود شوند تا مشخص شود علت این آتش سوزی ها و نیز دلیل تداوم آن چیست.

و البته در پایان باید باز دست به دامان خدا شد، چه آنکه با این وسایل ابتدایی و مدیریت های فشل نمی توان آتش را از جنگل های کشور زدود و از سوی دیگر هم اراده ای برای کمک گرفتن از جامعه جهانی برای اطفای حریق وجود ندارد.

خدایا تو خود رحمی کن. بارانی ببار تا مردمان شهرها از دود وجنگل ها از آتش خلاصی یابند که ما را به بندگان تو امیدی نیست.